بررسی سبک های متفاوت زبان آموزان ایرانی در زبان های خارجی

 امروزه سبكهاي يادگيري در حوزة فن آموزش زبان، به دليل فرديشدگي ياددهي/ يادگيري (يادگيري به سبك خود) و پاسخ به نيازهاي فردي زبان از آموزان، بيش پيش مورد توجه قرار گرفتهاند. طي سه دهة اخير، با پيدايش تفكر تمركز بر روي زبانآموز، اين موضوع همواره توجه متخصصين فن آموزش را به خود جلب كرده است، زيرا توجه بيشتر به سبكهاي يادگيري، اين امكان را فراهم ميكند تا شناخت دقيقتري از شيوههاي يادگيري زبا نآموزان داشته باشيم. هدف از اين شناخت دقيقتر، برنامهريزي صحيحتر براي ياددهي/ يادگيري است . دغدغة اصلي نويسندگان كه به انجام اين تحقيق منجر شد، اين است كه به چه علت زبانآموزان در يادگيري به نتايج متفاوتي ميرسند. به عنوان يكي از عوامل تعيينكننده در ميزان كارايي يادگيري در زبانهاي خارجي، ميتوان به عادتهاي خاص در يادگيري اشاره نمود. اين مسئله ما را به سمت شناخت اين فرض پيش برده است كه عادتهاي يادگيري و نتايج حاصل از آن ميتوانند وابسته به سبكهاي متفاوت يادگيري باشند؛ لذا، مقالة حاضر كه نتيجة يك مطال ةع نظري و عملي ميباشد، بر آن است تا بتواند به سؤالات ذيل پاسخ دهد : - كدام سبك يادگيري نزد زبانآموزان ايراني رايجتر است؟ گرايش به سبك خاصي در يادگيري زبانهاي خارجي به چه عواملي ميتواند وابسته باشد؟ كدام يك از اين سبكها در يادگيري زبانهاي خارجي كارآمدتر است؟ هدف جستار حاضر شناسايي سبكهاي زبانآموزان ايراني در زبانهاي خارجي است و مؤلفان در پي يافتن رايجترين سبكهاي يادگيري و دلايل گرايش به اين سبكها نزد زبانآموزان ايراني در يادگيري زبانهاي خارجي ميباشند . ابتدا لازم است تعريفي مختصر از يادگيري داشته باشيم. يادگيري فرايندي است كه از طريق آن شناخت ايجاد ميشود كه اين شناخت، خود از تغيير تجربيات بهدست ميآيد؛ بنابراين، ميتوان گفت شناخت از تركيب يادگيري تجربه و تغيير آن حاصل ميشود. به بيان ديگر ميتوان گفت يادگيري نوعي پردازش اطلاعات است، به اين ترتيب كه فرد ابتدا عناصر جديد اطلاعات را انتخاب و جذب ميكند، اين اطلاعات را در حافظة خود ذخيره مينمايد و سرانجام به منظور استفاد ة مجدد از اين اطلاعات، آنها را بازيابي ميكند. از نظر شعباني جامعترين تعريف يادگيري تعريف هيلگارد و ماركوئيز است كه يادگيري را فرايند تغييرات نسبتاً پايدار در رفتار بالقوة فرد، براثر تجربه ميدانند (شعباني، 1379 : 11 .( .2 پيشينة تحقيق سبكهاي يادگيري كه يكي از تفاوتهاي فردي زبانآموزان بهشمار ميروند، نقش مهمي در يادگيري ايفا ميكنند و براساس كنشها، تواناييهاي شناختي و شكلهايي كه زبانآموز به يادگيري خود ميدهد ، استوارند (2: 2006, Coulibaly .(تحقيقات پيرامون سبكهاي يادگيري و شخصيت 1 در تلاقي دو حوزة تحقيق، يعني شناخت جاي ميگيرند . مفهوم سبكهاي يادگيري كاملاً به مفهوم سبكهاي شناختي وابسته است، به همين دليل بهجا است پيش از پرداختن به مفهوم سبكهاي يادگيري، به مفهوم سبكهاي شناختي بپردازيم. 3 مفهوم سبكهاي شناختي ريشه در تحقيقات پيرامون شخصيت و ادراك دارد و از طريق مشاهدات در آزمايشگاهها انجام ميشود. بعضي از سبكهاي شناختي عبارت ندا از: سبكهاي وابسته و غيروابسته به حوزة خاص (نتيجة تحقيقات ويتكين )، سبكهاي تأملي و غيرتأملي (اثر )، سبكهاي كلگرا و جزءگرا (نتايج مطالعات پاسك 5 تحقيقات كوگان 6 )، سبكهاي همگرا و واگرا (حاصل تحقيقات هوندسن 7 . (Page- Lamarche, 2006: 26) (، در يادگيري زبانهاي خارجي، سبكهاي شناختي به عنوان يكي از بازنمودهاي شناختي مطرح ميباشند كه به زبانآموز امكان ميدهند به محيط خود معناي روانشناختي دهد . .3 مفاهيم وابسته به سبكهاي يادگيري با توجه به اينكه در گذشته مفهوم سبكهاي شناختي چندان كاربردي نبود و بسيار مرتبط به ه بافت آزمايشگاه بود، مفهوم سبك اي يادگيري به وجود آمد؛ لذا ميتوان گفت كه تفاوت اصلي سبكهاي شناختي و سبكهاي يادگيري در جنبة كاربردي بودن آنها است. سبكهاي ،ها يادگيري به منظور متناسب كردن محتواي دروس و كلاس با در نظر گرفتن ويژگيهايفردي زبانآموزان به وجود آمدند و اهداف آموزشي دارند، در حالي كه سبكهاي شناختي چنين ويژگي ندارند. زماني كه سبكهاي شناختي به طور خاص به بافت آموزشي وابسته است و عوامل عاطفي و فيزيولوژيكي دخيل هستند، از سبك يادگيري سخن ميگوييم (2007, Brown .(شايسته است به اين مطلب اشاره كنيم كه سبكهاي يادگيري و سبكهاي شناختي هر دو از زبانآموز برخاسته، اما نكتة قابلتأمل اين است كه سبكهاي يادگيري پس از مدتي توسط مدرس، نهاد آموزشي يا متد آموزشي قابلكنترل و هدايت ميباشند؛ در حالي كه سبكهاي شناختي تنها از طرف خود زبانآموز قابل كنترل هستند . در فن آموزش زبان، تاكتيك، استراتژي و سبكهاي يادگيري نيز قابل تمايزند؛ تاكتيك نشاندهند ة فعاليت گروهيِ قابلمشاهده است و نتيجة آن قابلاحراز ميباشد، استراتژي مطابق با منطق حاكم بر تاكتيك است، در حالي كه سبك يادگيري كه مربوط به مجموعة استراتژيهاي شخصي به كار رفته ميباشد، از طريق آنها قابلتحقق است و در حوزة شناخت و شخصيت زبانآموز بروز پيدا ميكند. ميتوان گفت سبكهاي يادگيري يكي از عواملي است كه بر انتخاب استراتژي زبانآموز در يادگيري تأثير ميگذارد . فن آموزش زبان هاي خارجي يا زبان دوم از تحقيقات پيرامون استراتژيهاي يادگيري بهره جسته و به اين ترتيب به نقش زبانآموز و عوامل متعدد شناختي و عاطفي مؤثر در فرايند يادگيري زبانهاي خارجي توجه نموده است. بنابر نظر پل سير استراتژيهاي يادگيري نشاندهندة مجموعه اعمالي هستند كه زبانآموز به منظور يادگيري و استفاده از زبان مقصد به كار م يبرد (5: 1996, Cyr.

استراتژيها زماني كه محقق و به دفعات تكرار ميشوند، به صورت مكانيسم در ميآيندبه طور كلي استراتژيهاي يادگيري به دو دسته تقسيم ميشوند : . 1 استراتژيهاي مستقيم كه خود شامل استراتژيهاي بهيادداري، استراتژيهاي شناختي و استراتژيهاي جبراني هستند؛ . 2 استراتژيهاي غيرمستقيم كه شامل استراتژيهاي فراشناختي، استراتژيهاي عاطفي و استراتژيهاي اجتماعي ميباشند (33: ibid .

سبكهاي يادگيري حال اگر بخواهيم به صورت خلاصه تعريفي از سبك يادگيري داشته باشيم، ميتوان گفتسبكهاي يادگيري از نظر ريبن به شيوههايي اطلاق ميشوند كه فرد براساس آنها به گونههاي متفاوتي ميانديشد، ميآموزد، عمل خاصي را انجام ميدهد و به منظور حل مسئله يا تأثير بر روي محيط خود از آنها استفاده ميكند (7: 2000, Rieben .(با اين حال، از نظر وي سبكهاي يادگيري، تنها متناسب با شيوههاي يادگيري فرد نيست، بلكه مطابق با بعد غالب فرد ميباشند. اين سبكها امكان دسترسي به دانشي را فراهم ميكنند كه زبانآموز در يادگيري خود ترجيح ميدهد. از ديدگاه فن آموزش ميتوان گفت سبكهاي يادگيري شيوههاي قابلتغييري هستند كه زبانآموز از طريق آنها بر يادگيري خود تسلط پيدا ميكند، به طرح مسئله ميپردازد، براي يافتن پاسخ اين مسائل فرضيه ميسازد و در فرايند يادگيري خود، عكسالعمل نشان ميدهد. ديدگاه ديگر بر اين عقيده است كه سبكهاي يادگيري بر اساس شيوههاي پردازش اطلاعات عمل ميكنند (66: 1991, Bogaards . ( سبكهاي يادگيري در ديدگاههاي متفاوت، به گونههاي متعددي تعريف ميشوند. از نظر ريچارد دودا، زبانآموز در پردازش اطلاعات به سمت شيوة خاصي گرايش دارد؛ اين شيوه، يادگيري وي را سهولت ميبخشد و بر نحوة عمل و استفاده از منابعي كه در دسترس دارد، تأثير ميگذارد (110: 2001, Duda .(در اين جستار، تعريف اخير نسبت به ساير نظريهها، توجه ما را بيشتر به خود جلب كرده است. روانشناسي تعليموتربيت، علوم شناختي، فن آموزش زبانها و تعليم و تربيت افتراقي در عمق بخشيدن به تعريف سبكهاي يادگيري سهم زيادي دارند . به طور كلي ميتوان گفت چهار رويكرد به سبكهاي يادگيري پرداخته ؛اند رويكرد اول وابستگي و عدموابستگي زبانآموز به حوزة يادگيري را بررسي ميكند. در اين رويكرد سبكهاي يادگيري به صورت ويژگيهاي فردي تعريف ميشوند و شيوه هاي ثابتي را منعكس ميكنند، لذا سبك در اين رويكرد در دستة سبكهاي شناختي جاي ميگيرد (321: 1995, Louis- Olry. ( رويكرد دوم، شيوهاي را در نظر ميگيرد كه فرد در يادگيري خود از طريق آن اطلاعات را به دست ميآورد و آنها را به كار ميبندد. سبك يادگيري در اين رويكرد به صورت قابلتغيير معرفي ميشود و در شيوة يادگيري تجربي جاي ميگيرد . رويكرد سوم، سبك يادگيري را بر حسب موقعيت آن، چگونگي شرايط، چرايي و زمان آن ميسنجد

و رويكرد چهارم مربوط به بعد اجتماعي- عاطفي سبك يادگيري است و مفاهيمي از قبيل انگيزه را در بر ميگيرد (504 :1995 : Brabant, Leblanc, Théberge. ( .4-1 انواع سبكهاي يادگيري كاملترين دستهبندي از سبكهاي يادگيري توسط ديويد كُلب ارائه شده است. با توجه به توضيحات بالا، سبكهاي پيشنهادي يادگيري توسط كُلب در رويكرد دوم و سوم جاي ميگيرد. وي در سال 1984 كتابي به نام «يادگيري تجربي 1 » منتشر ميكند كه در آن فهرستي از سبكهاي يادگيري را ارائه ميدهد. شايسته است پيش از معرفي سبكهاي پيشنهادي يادگيري توسط كُلب، به مفهوم يادگيري تجربي بپردازيم . يادگيري تجربي يكي از جريانهاي آنگلوساكسون است و بر اين عقيده بنا شده كه كنش ميتواند منبع يادگيري باشد و دانشهاي ناشي از عمل به اندازة دانشهاي ناشي از فرايند مشاهده معتبرند. اين جريان، الگوي جديدي از يادگيري از طريق اقدام به عمل را ارائه ميدهد. كلب نوعي الگوي يادگيري برحسب دو فرايند عمل و تأمل (يا تغيير) را به وجود آورده است: اولين فرايند به عمل و دومين فرايند به تجربه و مشاهدة همراه با تأمل ميپردازد. در اينجاست كه ميتوان رويكرد يادگيري تجربي در مفهوم كلي را به يادگيري كنشي در آموزش زبان پيوند زد. برداشت حاضر از رويكرد كنشي در آموزش زبان چنين است كه در اين رويكرد، يادگيري از طريق اقدام به عمل صورت ميگيرد و در آن كنش اجتماعي موردنظر است . از ديدگاه كلب، يادگيري به صورت نوعي چرخة يادگيري تجربي تعريف مي شود و چهار مرحله دارد؛ چرخه با تجرب ة عيني شروع ميشود، مرحلة دوم مشاهدة همراه با تأمل است، مرحلة سوم مفهومسازي انتزاعي ميباشد و مرحله آخر از طريق آزمايش فعال كامل ميشود. از ديدگاه كلب، دورة يادگيري براساس دو محور پيوسته است؛ از يك طرف، اين چرخه از تجربة عيني به سمت مفهومسازي ميرود و از طرف ديگر، از مشاهد ة همراه با تأمل به سمت آزمايش فعال حركت ميكند. در يادگيري، هر قطب از اين محورها جذابيت 

دانلود
  • قیمت: رایگان
  • فرمت فایل دانلودی: .rar
  • حجم فایل: 2.2 مگابایت کیلوبایت

راهنمای دانلود فایل

با کلیک روی دکمه "دانلود" وارد صفحه دانلود می شوید و می توانید به صورت رایگان فایل مورد نظر را دانلود کنید.



ارسال نظر یا سوال به فروشنده

رایگان می‌توانید توسط تمام کارت‌های بانکی عضو شتاب خرید خود را انجام داده و بلافاصله بعد از خرید فایل را دریافت نمایید. دانلود سوال از فروشنده راهنمای دریافت
  • اطلاعات و مشخصات فایل
  • کد فایل: 6431
  • قیمت: رایگان
  • فرمت فایل دانلودی: .rar
  • حجم فایل: 2.2 مگابایت
  • تعداد مشاهده: 119 بازدید
  • تعداد دانلود : 0 دانلود
  • فرمت فایل اصلی:word
  • تعداد صفحات:18
  • اطلاعات فروشنده