مفهوم مسئوليت حمايت ارزيابی نقش غرب - جنبش عدم تعهد در شكل گيری هنجار جهانی

نتيجه پيدايش دولتهايي بود كه براي تأمين امنيت خود ميبايست تنها به «خـود» تكيـه ميكردند، زمان زيادي طي شـد تـا وضـعيت دشوار انسانها درون برخي جوامع و دولتهـا مورد توجه ديگر انسانها، نهادهاي غيردولتي و دولتها قرار گيرد. در حاليكه از يـك سـو دولتها در برخي مناطق نظيـر خاورميانـه و آفريقـا در نتيجـه فراينـد اسـتعمارزدايي بـه استقلال دست پيدا كـرده و مفـاهيمي نظيـر «حاكميت» را به تـازگي تجربـه مـيكردنـد، نيروهاي مردمي درون دولتهاي توسعه يافته بـه نـواقص حاكميـت در راسـتاي شـكوفايي تواناييها و آزاديهاي انساني پـي بـرده و آن را مورد انتقاد قرار ميدادند. حركت جوامع در كـــشورهاي توســـعهيافتـــه از اقتـــصادهاي كشاورزي بـه اقتـصادهاي صـنعتي و سـپس اطلاعـاتي و همچنـين سـنتهـاي قـانوني ـ فكري ريشهدار و بالنده درون ايـن دولـتهـا باعث شده تا دغدغههاي اين دولتها كه ذيل عنـوان كلـي «شـمال» قـرار مـيگيرنـد، بـا دغدغههاي دولتهاي در حال توسعه و كمتر توسعهيافته ذيل عنـوان كلـي «جنـوب» كـه گذار از اقتصاد كشاورزي به اقتصاد صنعتي را تجربه ميكنند و جنبههاي مدرن اين جوامع همچنــان بــا جنبــههــاي پيــشامدرن در حــالمبــارزه هــستند، عمومــاً متفــاوت و در تعارض باشد. با اين حال، نهادهاي بينالمللي اين فرصت را در اختيار شمال و جنـوب قـرار دادهاند تا در محافل مشترك به طرح مـسائل و نگرانيهاي خود بپردازند و در شـكلگيـري گفتمانهاي حاكم در عرصه جهاني مشاركت داشته باشندهمكـاري شـمال و جنـوب در نهادهـاي بينالمللي در مورد برخي از معضلات فراروي بشر به حدي چشمگير بوده كه با چشمپوشي از اين تمايز ميتوان به جرئت اذعان كرد كـه دولتها در قالب «جامعه»اي بـينالمللـي بـه واكـنش در برابـر آن معـضلات پرداختـهانـدجامعه بينالمللي در واكنش به معضلات هـم به تأسيس مفاهيم و هم به تأسيس نهادهـاي مختلف روي آورده استيكـي از ايـن 3 مفهوم مسئوليت حمايـت مفاهيم جديد است كه در واكنش به رنجها و تألمات انساني ناشي از جنايت عليه بـشريت،جنايات جنگي، نسلكشي و پاكسازي نـژادي مطرح شـد و در سـند اجـلاس سـران سـال 2005 نيز مـورد اشـاره جامعـه جهـاني قـرار گرفت. اگرچه در ابتدا تصور ميشد كـه ايـن مفهوم در راسـتاي تبـديل شـدن بـه هنجـار بينالمللي مسير دشواري در پيشرو نداشـته باشد، چراكه در سـند اجـلاس سـران 2005 قيد شـده بـود، امـا تفـاوت در ديـدگاه هـاي جنوب و به عبـارتي تفـاوت در ديـدگاههـاي غرب و غيرمتعهدها پذيرش سريع اين مفهوم را متوقف كرده استبان كيمون دبيركل سازمان ملل متحد، در آلمان در ژوئيه 2008 نكـاتي را در مـورد مفهوم مسئوليت حمايت طي سخنراني خـود تحت عنـوان «حاكميـت مـسئول: همكـاري بينالمللي براي جهان تغيير يافته» بيان كرداو همچنين در ژانويه 2009 گـزارش خـود را در اين مورد به مجمـع عمـومي تقـديم كـرد (Report of the Secretary-General, (2009 .متعاقــب تقــديم گــزارش، مجمــع عمومي گفتگوها و منـاظرات خـود در مـورد اين مفهوم را آغاز كرد كه در نهايت منجر بـه تصويب قطعنامه 308/63 مجمع عمـومي در خـصوص مـسئوليت حمايـت شـد UNGA( بــا. Resolution, A/RES/63/380, 2009) عنايــت بــه اينكــه مجمــع عمــومي در ايــن قطعنامه بر ادامـه بررسـي مفهـوم مـسئوليت حمايت تأكيد دارد، نوشته حاضر درصدد ارائه درك بهتري از اين مفهوم خواهد بـود. بـدين منظور، مقاله بـه چهـار بخـش تقـسيم شـده است. پيدايش، چيـستي و ماهيـت هنجـاري مفهوم مسئوليت حمايـت در بخـش نخـست بررسي ميشوددر بخش دوم، واكنش و نحوه مـشاركت غرب ـ غير متعهدها در مباحثات مربـوط بـه مسئوليت حمايـت تبيـين مـيشـود. چرايـي واكنشهاي غرب و غيـر متعهـدها در بخـش سوم بررسي شده و در بخش نهـايي نيـز بـه چشمانداز پيشرو اشاره ميگردد.

 

 

 

 

 

 

 

1.پیدایش و چیستی مسئولیت حمایت

پــس از پايــان جنــگ ســرد، حمايــت » 4 گستردهاي از مفهوم «مداخله بـشردوستانه به عمل آمد. مطابق اين مفهوم، هرگاه دولتي دست به كشتار جمعي انسانها ميزد، جامعه بينالمللي حق و يا حتي وظيفه داشت كه در حمايــت از قربانيــان بــه مداخلــه بپــردازدمــداخلات متعــددي تحــت عنــوان مداخلــه بشردوستانه صـورت گرفـت، از جملـه ايجـاد «مكانهاي امن» براي آوارگان كرد عراقـي اقدام نظـامي نـاتو عليـه صربـستان در سـال 1999 .اما اين مفهوم نتوانست اجماع جهاني را بــه دســت آورد كــه دلايــل متعــددي را ميتوان در ايـن زمينـه اقامـه كـرد. نخـست اينكه حاميان مداخلـه بـشردوستانه در غـرب نسبت به نگرانيها و دغدغههـاي دولـتهـاي درحــالتوســعه و داراي كمتــرين توســعه حساسيت نشان نمـيدادنـد ـ وضـعيتهـاي بحراني نيازمند مداخله بشردوستانه عموماً در جنوب (كشورهاي غيرمتعهد) روي ميدهد و عمومــاً نيــز غــرب داراي تــوان مداخلــه در حمايت از قربانيان است. بنابراين اين مـسئله در نظر غير متعهدها بـه مثابـه خدشـهاي بـر حاكميت آنها تعبير شد. بسياري از كشورهاي غيرمتعهد ـ مغرور از استقلال تازه بـه دسـت آمـــده خـــود و آگـــاه از نقـــش مخـــرب مأموريتهاي تمـدنسـازانه امپرياليـستي در گذشــته ـ معتقــد هــستند كــه هرگونــه محـدوديتي بـر حاكميـت مـساوي اسـت بـا تسليم در همه زمينه ها. دومين نكته و مهمتر اينكه حاميان بهرهگيري از قوه قهريه نظـامي نتوانــستند بــه دقــت جزئيــات معيارهــاي بهـرهگيـري از آن را تـشريح كننـد. از سـوي ديگــر شــايد توســل بــه زور در واكــنش بــه وضـعيتهـاي بحرانـي بـشردوستانه، چنـدان «بشردوستانه» تلقي نميشدبدين ترتيب ميتوان گفت كه دو جـدال نظري عمـده در ايـن راسـتا جريـان داشـت . نخــست اينكــه غــرب و غيــر متعهــدها در برداشت خـود از مفهـوم «حاكميـت» دچـار تعارض شده بودند و دوم اينكه «چـه كـسي، در چه زماني، در پاسخ به چه وضعيتي، با چه مجوزي و چگونه» ميتوانـد بـراي حمايـت از قربانيان به مداخله «نظامي» بپردازداز سوي ديگر «بار اخلاقي» ايـن مـسئله نيـز بـر دوش جامعـه بـينالمللـي سـنگيني ميكرد. كدام كشور ميتوانست مـدعي باشـد كه نسبت به رنجها و آلامقربانيان بـيتفـاوت اسـت و مهـمتـر اينكـه جامعـه بـينالمللـي معاهدات متعددي در خصوص وضـعيتهـاي بحراني بشردوستانه منعقـد كـرده و نيـاز بـه رسيدگي و توجه به چنـان وضـعيتهـايي را دست كم پس از جنگ جهاني دوم شناسايي كرده بود. بار اخلاقي در كنار شناسايي قبلـي نياز به رسيدگي به چنان وضعيتهايي سبب شد تا سـؤالات مهمـي در ايـن زمينـه طـرح گردد. عليرغم حمايت غرب از مفهوم مداخله بــشردوستانه، امــا دولــتهــاي آمريكــايي و اروپــايي نــسبت بــه وضــعيتهــاي روانــدا و سومالي بياعتنـا ماندنـد و در نتيجـه كـوفي عنان اين سؤال را مطرح كرد:

«اگــر مداخلــه بــشردوستانه، خدشــهاي غيرقابـل پـذيرش بـه حاكميـت اسـت، پـس چگونه ميتـوانيم بـه وضـعيتهـاي روانـدا و صربرنيتسا يعني نقض فاحش و سيستماتيك حقوق بشر كه مـوهن جامعـه بـشري اسـت، .(ICISS, 2001, p.vii) «دهيم؟ پاسخ در پاســخ بــه ايــن ســؤال، كميــسيون بينالمللـي مداخلـه و حاكميـت دولتـي بـا 5 حمايت لويداكسورثي ، وزير خارجه كانادا، در ســـپتامبر 2000 تـــشكيل شـــد و مفهـــوم «مـسئوليت حمايــت» را در گزارشـي تحــت همـين عنـوان در سـال 2001 مطـرح كـرد. 7 گرت اوانـز ، وزيـر خارجـه اسـبق اسـتراليا و محمــد ســحنون الجزايــري، مــشاور ســابق 8 دبيركل سازمان ملل متحد از اعضاي برجسته اين كميسيون بودنداگرچه مفهوم مسئوليت حمايـت توسـط كميسيون فوق در سال 2001 مطرح شد، اما ريــشه نظــري ايــن مفهــوم بــه دو مبحــث 9» حاكميـت بـه مثابـه مـسئوليت» و امنيـت باز ميگردد. پطروس غالي، دبيركل 10 انساني 11 وقت سازمان ملل متحد، فرانـسيس دنـگ ،ديپلمات سابق سوداني را به عنـوان نماينـده ويژه در امور آوارگان درون كـشورها منـصوب كرد. دنگ به درستي اين نكته را بيان داشت كــه «آوارگــان درون كــشورها بــه گونــهاي تناقضآميز تحت حمايـت دولـتهـاي خـود هـستند، امـا آوارگـي آنهـا اغلـب در نتيجـه اقــدامات همــان مقامــات دولتــي روي داده و دنــگ). Deng, 2006, p.218) «اســت ، مفهـوم «حاكميـت 12 همكارش روبرتا كوهن به مثابه مسئوليت» را طرح كرده و حفاظـت از آوارگان داخلي را مـسئوليت اصـلي دولـت .(Bellamy, 2008, p.619) دانـستند ميزبـان در همين حال، دنگ و كـوهن معتقـد بودنـد كـــه رضـــايت و پـــذيرش بهـــرهگيـــري از «كمكهاي بينالمللي» نبايد خودسرانه كنار گذاشته شود؛ به ويژه وقتي كه مقامات محلي نتواننـد يـا نخواهنـد كمـكهـاي لازم را بـه آوارگان داخلي ارائه كنند ,2008, Bellamy( (619.p .عليرغم تأكيد بـر مـسئوليت اصـلي دولت ميزبان و تأكيد بـر ديپلماسـي، ارجـاع وضـعيت بـه «اقتـدار بـالاتر» يعنـي شـوراي امنيــت نيــز مــورد توجــه قــرار گرفتــه بــود كـه همـانگونـه). Bellamy, 2008, p.620) ملاحظه ميشود، در اين دكترين بر مـسئول بودن حاكميت و همچنين پذيرش كمكهاي

بين المللي تأكيـد شـد كـه از تحـول مفهـوم حاكميت حكايت دارد. ايـن تحـول در ادامـه بيشتر بررسي خواهد شداگــر دكتــرين «حاكميــت بــه مثابــه مسئوليت» عمدتاً بر وظايف «دولـت» تأكيـد ميكند، مفهوم ديگري تحت عنوان «امنيـت » بر وضعيت فرد فرد انسانها تمركز 13 انساني دارد. ايـن مفهـوم نخـستين بـار در گـزارش توسعه انساني سال 1994 مطرح شـده و بـر تغيير در نگرش سنتي نسبت به امنيت تأكيد دارد. بدين معني، نگاه سنتي نسبت به امنيت كه بر مسائل نظامي و سياسي متمركـز بـود، به تمركز بر امنيت افراد و جوامع تغيير يافته و مسائلي نظير فقر، كمبـود غـذا و تغييـرات جوي به مثابه تهديدات امنيتي عليه انسانها بررسـي مـيشـوند (1994, UNDP .(پـس از اجلاس هزاره ملل متحد كميسيون مـستقلي به رياست آمارتيا سن و «ساداكو اوگاتـا» 14 15 تشكيل شده و گزارشي تحت عنوان «امنيـت انساني در دوران كنوني» تهيه كرد ,Ogata( (2003, Sen .در ايــن گــزارش بــر نيــاز بــه سياستهاي منسجم در خصوص بقـا، سـطح زنــدگي و شــرافت انــساني تأكيــد شــد. در گزارش فوق به زمينـههـاي زيـر توجـه شـد: حفاظـــت از افـــراد در جريـــان مناقـــشات خــشونتبــار و موقعيــتهــاي پسامناقــشه، حمايــت از آوارگــان، غلبــه بــر نــاامنيهــاي اقتصادي، تضمين دسترسي و برخـورداري از مراقبتهاي بهداشتي و حـذف بـيسـوادي و محروميــتهــاي تحــصيلي ,Sen, Ogata( .2003) كميسيون مداخله و حاكميت دولتي در هنگام معرفي مفهـوم «مـسئوليت حمايـت» مفهوم امنيت انـساني را شناسـايي كـرد و در گزارش خود عنوان كرد كه «عناصر بنيـادين امنيت انساني ـ امنيت افراد در برابر تهديدات عليــه حيــات، ســلامتي، ايمنــي شخــصي و شرافت انساني ـ هم به واسطه تهاجم خارجي و هم به وسيله عوامل درون كـشور از جملـه نيروهاي امنيتي تحت خطر قرار مـيگيرنـد» مــسئوليت اگرچــه). ICISS, 2001, p.15) حمايت در دوره اوليه حيات خود يعني پيش از قيد ايـن مفهـوم در سـند اجـلاس سـران 2005 با پارادايم امنيت انساني گـره خـورده بود، اما حوادث سالهاي آغـازين قـرن 21 و همچنين دغدغههاي غيرمتعهدها باعـث شـد تا مسئوليت حمايت از دسـتورالعملگـسترده امنيت انساني دور شـده و پيونـد عميقـي بـا نقضهاي جدي حقوق بينالملل بشردوستانه (United Nations, High Level كنـد پيـدا1-1 -چيستي مسئوليت حمايت پس از گـزارش كميـسيون بـينالمللـي مداخله و حاكميت دولتي، مفهوم مـسئوليت حمايت در بندهاي 138 و 139 سند اجلاس سران 2005 قيد شد: «138 .هر دولتي مـسئوليت حمايـت از جمعيت خود در برابـر نـسلكـشي، جنايـات جنگــي، پاكــسازي قــومي و جنايــات عليــه بشريت را بر عهده دارد. اين مسئوليت شـامل پيشگيري از چنين جرائمي و تحريك آنها بـا ابزارهــاي مناســب و لازم اســت. مــا ايــن مسئوليت را مـيپـذيريم و مطـابق آن عمـل ميكنيم. جامعه بينالمللي ميبايست دولتها را در اجراي ايـن مـسئوليت يـاري و ترغيـب كـرده و از سـازمان ملـل متحـد در تأسـيس توانايي هشدار اوليه پشتيباني كند. 139 .جامعــه بــينالمللــي بــه منظــور حمايـت از مـردم در برابـر جنايـات جنگـي، پاكــسازي قــومي و جنايــات عليــه بــشريت، مــسئوليت اســتفاده از ابزارهــاي مناســب ديپلماتيــك، بــشردوستانه و ديگــر ابزارهــاي مسالمتآميز مطابق فـصول شـشم و هـشتم منشور ملل متحد را بر عهده دارد. در چنـين وضعيتي اگر ابزارهاي مـسالمتآميـز ناكـافي باشند يا مقامات ملي در حمايت از مردمشان در برابر نسلكشي، جنايات جنگي،پاكـسازي قومي و جنايات عليه بشريت به وضوح ناكـام باشند، ما آماده هستيم تـا از طريـق شـوراي امنيت مطـابق منـشور ملـل متحـد از جملـه فصل هفتم و بر مبناي مـورد بـه مـورد و بـا همكاري سازمانهاي منطقهاي مربوط، اقـدام جمعي قاطع و به موقع عمل آوريم» World( .Summit Outcome, 2005) اگرچه حاميان مسئوليت حمايت تـصور مـيكردنـد كـه صـرف اشـاره بـه مـسئوليت حمايت در اين سـند بـه معنـاي تـصويب آن توسط جامعه بينالمللي است، اما واكنشهاي بعدي كـشورها و تأكيـد آنهـا بـر اينكـه ايـن مفهوم بايـد در مجمـع عمـومي ملـل متحـد مورد بررسي قرار گيرد، باعث شد تـا گفتگـو در اينباره تـا انتـشار گـزارش دبيركـل ملـل متحد به تعويق بيفتد. ادوارد سي لاك 16 ، بـه ســمت مــشاور بــان كــيمــون در خــصوص مسئوليت حمايت منصوب شـد و آراي بيـان شــده در گــزارش دبيركــل عمومــاً ملهــم از انديشههاي لاك و البتـه گـزارش كميـسيون مداخله و حاكميت دولتي استبر اساس مفاد بندهاي 138 و 139 سند اجــلاس ســران 2005 و مطــابق گــزارشدبيركل در خصوص مسئوليت حمايت مـورخ 12 ژانويه 2009 ،مسئوليت حمايـت بـر سـه ستون استوار است: 1 .مسئوليتهاي حمايتي دولت: «ستون اول عبـارت اسـت از مـسئوليت دولـت بـراي حفاظــت از مــردم چــه اتبــاع كــشور و چــه ديگران، در برابر نسلكشي، جنايـات جنگـي، پاكـسازي قـومي، جنايـات عليـه بـشريت يـا تحريــك مــوارد فــوق» the of Report( بـــان. Secretary General, 2009, p.8) كــيمــون معتقــد اســت عبــارت «مــا ايــن مسئوليت را مـيپـذيريم و مطـابق آن عمـل ميكنيم»، مبناي مـسئوليت حمايـت اسـتهمانگونـه كـه در تعريـف سـتون اول آورده شده است،مسئوليت حمايت به چهار جنايت: 1 (نسلكشي، 2 (جنايـت عليـه بـشريت، 3 ( پاكسازي قومي و 4 (جنايات جنگـي محـدود شــده اســت. اگرچــه مــسئوليت حمايــت در ابتـــداي طـــرح آن در ســـال 2001 بـــا دسـتورالعمل كلـيتـر امنيـت انـساني پيونـد خورده بود، اما در سـند اجـلاس سـران و در راستاي رفع دغدغه هاي كـشورهاي در حـال توسعه به موارد فوقمحدود شد كـه بـه واقـع «عملياتي شدن» اين مفهـوم را نيـز تـسهيل ميكند. اساسنامه ديوان كيفري بـينالمللـي پيش از ايـن جـرائم بـينالمللـي مـذكور بـه استثناي پاكسازي قومي را شناسايي كـرده و با بيش از صـد دولـت امـضاكننـده، در سـال 2002 اجرايي شده استتبــديل مــسئوليت حمايــت بــه هنجــار تثبيتشده بينالمللي گام ديگري در راستاي محدود شدن حاكميت دولتي به نفـع حقـوق بينالملل بشردوستانه است. مبحث پيشگيري و پاسخگويي مقامات دولتي در قبـال جـرائم فوق را ميتـوان مهـمتـرين نكتـه مـسئوليت حمايت دانست. طراحـان مـسئوليت حمايـت در پي برجستهسازي تمايز مسئوليت حمايت و مداخلــه بــشردوستانه هــستند و تأكيــد مـيكننـد كـه در بافـت معنـايي مـسئوليت حمايت به مسئله «پيشگيري» تأكيد شـده و مداخله نظامي تنها به عنوان «آخرين حربـه» مطرح است. براي نيل به پيشگيري از جـرائم فوقالذكر ميبايست حاكميتي مسئول ايجـاد شده و بر اين مسئله تأكيد شود كه تعهـدات حقوقي عرفي و معاهدهاي دولتها آنها را بـه پيـشگيري و مجـازات نـسلكـشي، جنايـات جنگي و جنايات عليه بشريت موظف ميكند و مسئوليت دولـت از همـين تعهـدات ناشـي ميشودهمــانگونــه كــه ملاحظــه مــيشــود، حاكميت مـسئول پتانـسيل شـمول مـسائلي نظير احترام به حقوق بشر را در بر مـيگيـرد(11.p,2009 .در اين معنا، از بين بردن زمينه بـروز جرائمـي نظيـر نـسلكـشي و جنايـات جنگي بايد در دستوركار دولتها قرار گيرد. 2 .كمكهاي بينالمللي و ظرفيتسازيبان كيمون در گزارش خود به چهار شكل از كمكهاي بينالمللـي مطـابق مفـاد بنـدهاي 138 و 139 سند اجلاس سران 2005 اشاره كرده است: «الف) ترغيب دولتهـا بـه انجـام مـسئوليتهـاي سـتون اول (بنـد 138(؛ بياري رسـاندن بـه دولـتهـا در اجـراي ايـن مسئوليت (بند 138(؛ پ) ياري رسـاندن بـه دولتها در ظرفيتسازي براي حمايـت (بنـد 139(؛ ت) ياري رساندن به دولتهايي كه در آستانه وقوع بحـران و مناقـشه هـستند (بنـد «(139 (Report of the Secretary General, .2009,p.15) در گـزارش دبيركـل بـه مـوارد زيـر بـه عنوان مصداقهاي كمـك بـينالمللـي اشـاره شده است: برنامههاي ترويج و تقويت حقـوق بشر، بازسازي و تحكيم صلح پس از مناقـشه، صـلحبـاني و اسـتقرار پيـشگيرانه نيروهـا بـر مبنــاي رضــايت دولــت ميزبــان يــا اطــراف مناقــشه، كمــكهــاي توســعهاي و تقويــت(Report of the Secretary قـانون حكومـت.General, 2009,pp.15-21) 3 .پاسخ قاطع و به موقـع: شـايد بتـوان مناقشه برانگيزترين وجه مسئوليت حمايت را ستون سوم آن دانست. بانكيمون با عنايـت به مفاد بند 139 سند اجـلاس سـران 2005 بــه بهــرهگيــري از تــدابير صــلحآميــز و غيرصلحآميز در پاسخ به وضعيتي كه مقامات دولتي بـه وضـوح در حمايـت از مـردم خـود ناكام باشـند، اشـاره كـرده اسـت. او در ايـن زمينه به استفاده از سيستم «ماشـه» معتقـد نيست و تنها بر ايـن بـاور اسـت كـه آسـتانه پاسخ تحت ستون سوم از آستانه تـلاشهـاي پيشگيرانه و ظرفيتسازانه تحـت سـتون دوم (Report of the Secretary اســت بــالاتر (22.p,2009, General .بان كيمـون در ايـن زمينه صريحاً بيـان مـيدارد كـه «بنـد 139 سند اجلاس سران نمايانگر اين حقيقت است كه هيچ استراتژي مـسئوليت حمايـت بـدون احتمال تدابير جمعي از جملـه تحـريمهـا يـا اقدام نظامي در موارد نهـايي، كامـل نخواهـد (Report of the Secretary General, «بـود .2009,p.25) بنـابراين، از نظـر دبيركـل ملـل متحـد، شــوراي امنيــت، نهــاد تــصميمگيرنــده در خصوص پاسخ قاطع و به موقع خواهد بـود ودر اين زمينه حتي به پنج قدرت داراي حـق وتو توصـيه مـيكنـد كـه از حـق وتـو بـراي جلوگيري از پاسخ قاطع و به موقـع اسـتفاده (Report of the Secretary General, نكنند .2009,pp.26-27) اگرچــه حاميــان و طراحــان مفهــوم مسئوليت حمايت مؤكداً بيان مـيكننـد كـه توسل به زور بـه عنـوان «آخـرين حربـه» در نظر گرفته ميشود، اما همچنـان ايـن سـؤال مطرح است كه «چه كسي، در چه زماني، در پاسـخ بـه چـه وضـعيتي، بـا چـه مجـوزي و چگونه» ميتواند براي حمايت از قربانيان بـه زور متوسل شوداز سوي ديگر پتانسيل تفـسير موسـع و همچنين به كارگيري معيارهاي دوگانـه نيـز در اين خصوص وجـود دارد. مـوارد مـذكور و سـؤال فـوق از جملـه مـوارد بحـث انگيـز در خصوص مسئوليت حمايت است كه در هنگام بررسي واكنش كـشورها بـه تفـصيل بررسـي ميشوند. 2 -واكنش و مـشاركت غـرب - غير متعهدها براي شناسايي مواضع كشورها نسبت به مسئوليت حمايت ميبايـست بـه بيانيـه هـا و اعلاميه هاي آنان در اينبـاره رجـوع كـرد. در ابتدا با بررسـي مواضـع برخـي كـشورها كـه مــيتواننــد طيــف وســيعي از كــشورها را نمايندگي كنند، بـه طيـف نظـرات كـشورها نسبت به مسئوليت حمايت پي خواهيم برد و سپس موارد خاص و چرايي اين واكنشهـا را بررسي خواهيم كرد.

الف) بريتانيا: «بريتانيا معتقد اسـت كـه دولتها حق ندارند هر آنچه را كه ميخواهند درون مرزهايشان انجام دهند و از سوي ديگر دولتها بـه نـام انـسانيت بـه طـور مـشترك وظيفه دارند تا در صورت عدم حمايت دولـت از مردمش، اين حمايت را به انجـام رسـانند» .(2005 World Summit Excerpts, n.d.) ب) هند: «ما معتقد نيستيم كه ميتوان مباحث مربوط به مسئوليت حمايـت را بـراي مـــشروعيتبخـــشي بـــه «حـــق مداخلـــه بشردوستانه» بـه كـار گرفـت و يـا آن را بـه ايدئولوژي «انسانگرايي نظامي» تبديل كرد» .(Statement by Mr. Nirupam Sen, 2005) ج) اندونزي: «دولتها نيازمند اجماع در خصوص مسئوليت حمايت از مـردم در قبـال نسلكشي، پاكسازي قـومي و جنايـات عليـه بـشريت هـستند. در ايـن راسـتا قـوه قهريـه هنگامي بايد مـورد اسـتفاده قـرار گيـرد كـه ابزارهاي ديگر با ناكامي روبهرو شده باشـند»

د) ونزوئلا: «برخي دولتهـاي قدرتمنـد تــلاش مــيكننــد تــا برخــي اصــول حقــوق بينالملل را براي ايجاد دكتـرينهـايي ماننـد «جنگ پيشدستانه» تفسير كرده و مـا را بـا جنگ پيشدستانه تهديد كننـد و اكنـون بـه اصلاح مفهـوم «مـسئوليت حمايـت» مطـرح شده است و ما بايد از خود بپرسـيم كـه چـه كـــسي از مـــا حمايـــت خواهـــد كـــرد» .(2005 World Summit Excerpts,n.d.) بنابراين ميتوان طيف مواضع كشورها را بدين صورت ترسيم كردرونـدهاي كنـوني نـشان مـيدهـد كـه كشورهاي غربـي و كـشورهايي كـه بـا غـرب پيوندهاي نزديكـي دارنـد، در سـمت راسـت طيف قرار ميگيرند؛ بدين معنـي كـشورهاي اروپايي، ايـالات متحـده، كانـادا، ژاپـن، كـره جنـوبي و قطـر در زمـره حاميـان مـسئوليت حمايت هستند. از سوي ديگر كشورهاي زيـر صحرا نيز حمايت خود را از مسئوليت حمايت اعلام كردهاند؛ از جمله مـيتـوان بـه روانـدا، تانزانيـا، بنـين و كنگـو اشـاره كـرد. يكـي از مهمترين علل گرايش آفريقاي زير صـحرا بـه مسئوليت حمايت اين است كه منشور جديـدتحاديه آفريقـا آسـتانههـاي پـاييني را بـراي مداخلــه بــشردوستانه تعريــف كــرده اســت .(Weiss, 2004, p.139) اما گروه ديگر يعني سمت چپ طيـف را ميتوان به دو گروه اختـصاص داد. نخـستين گروه عبارتاند از شكاكان تأثيرگـذاري نظيـر روسيه،چين و هند كه اگرچـه بـه لحـاظ بـار اخلاقي مفهوم مسئوليت حمايت و همچنـين جايگاهي كه براي خود در تصميمات جهـاني قائل هستند، نيـاز بـه مـسئوليت حمايـت را ميپذيرند، اما تمايل دارند كه شوراي امنيـت یا سازمان های منطقـهاي بـه عنـوان نهـاد تصميمگيرنده در مورد توسل به زور در بافت معنايي مسئوليت حمايت شناسايي شود. اين گــروه در ميانــه ســمت چــپ طيــف قــرار ميگيرند. گروه ديگر كشورها كه ميانه سمت چپ طيف تا انتهاي چپ را به خود اختصاص ميدهنـد، عمومـاً در مخالفـت و واگرايـي بـا سياستهاي غرب و نظـام سـرمايهداري قـرار داشته و يا به طور سنتي نسبت به حاكميـت خود حساسيت بسياري دارنـد. ايـن كـشورها عموماً حـامي اصـل عـدم مداخلـه و تعريـف سنتي از حاكميـت دولتـي هـستند ,Weiss(


دانلود
  • قیمت: رایگان
  • فرمت فایل دانلودی: .rar
  • حجم فایل: 2.2 مگابایت کیلوبایت

راهنمای دانلود فایل

با کلیک روی دکمه "دانلود" وارد صفحه دانلود می شوید و می توانید به صورت رایگان فایل مورد نظر را دانلود کنید.



ارسال نظر یا سوال به فروشنده

رایگان می‌توانید توسط تمام کارت‌های بانکی عضو شتاب خرید خود را انجام داده و بلافاصله بعد از خرید فایل را دریافت نمایید. دانلود سوال از فروشنده راهنمای دریافت
  • اطلاعات و مشخصات فایل
  • کد فایل: 6435
  • قیمت: رایگان
  • فرمت فایل دانلودی: .rar
  • حجم فایل: 2.2 مگابایت
  • تعداد مشاهده: 461 بازدید
  • تعداد دانلود : 0 دانلود
  • فرمت فایل اصلی:word
  • تعداد صفحات:18
  • اطلاعات فروشنده

فایل های مرتبط

برخی دیگر از فایل های کاربر